المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

815

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

ديگرى بوده باشد ولى نتيجه و عاقبت امر ، منتهى به بهره‌بردارى شما از آن شده باشد . بدان كه برخى از فقها با آيهء شريفه استدلال نموده‌اند كه ماهى ، گوشت است . بنابراين اگر كسى قسم خورده باشد كه هرگز گوشت نخورد ، با خوردن ماهى ، سوگند او شكسته مىشود ، ولى اين حرف مورد قبول ما نيست ، چون ماهى در « لغت » گوشت است ولى در « عرف » گوشت بودن آن عارضى است و « عارض » ، ناسخ حكم لغت مىباشد . * * * [ 373 ] آيهء چهارم : « وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ « 1 » » ؛ « تمام موجودات را از آب زنده نموديم » ، جز اين آيه ، آيات ديگرى هم هست كه در مقام امتنان به خاطر خلقت آب و نزول باران و انزال آن از آسمان در قرآن آمده است كه دليل بر مباح بودن و حلال بودن آب است ، چون چيزى كه قابل انتفاع و بهره‌بردارى نيست ، نكته‌اى در امتنان آن وجود نخواهد داشت . « آب » اقسام و انواعى دارد كه جاى بحث آن در كتاب « طهارت » مىباشد . * * * عسل و زنبور : [ 374 ] آيهء پنجم : « وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ » : « اين دو آيهء شريفه بر چند امر دلالت دارند : 1 - مباح بودن عسل و آن همان چيزى است كه مقصود به شراب و نوشيدنى است . 2 - عسل ، عامل شفاء از امراض مختلف مىباشد . چون « شفاء » در قرآن در مقابل « مرض » ذكر شده است و در آيه‌اى از قرآن آمده است : « وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ « 2 » » ؛ « هنگامى كه مريض شدم ، اوست كه مرا شفا مىدهد » و روايتى كه از پيامبر خدا ( ص ) آمده است ، اين مطلب را تأييد مىكند : « شفاى امّت من در سه چيز است : آيه‌اى از كتاب خدا ، حجامت و خون‌گيرى و چشيدنى از عسل « 3 » »

--> ( 1 ) . سورهء انبياء ، آيهء ، 30 ( 2 ) . سورهء شعراء ، آيهء ، 80 ( 3 ) . عدة الداعى ، ص 274